بی سیمی که روی سینه ام بود به صدا در آمد
-“تیم یک اینجا مرکز امداد، ما بعلت نقص فنی هلیکوپتر نمی توانیم تا قبل از تاریکی هوا به کمک شما بیائیم. مفهوم بود؟”
-” مرکز نجات مفهوم بود، من هم در محوطه فرود هلیکوپتر شروع به بیواک کردن میکنم.”
برای لحظه ای ایستادم و به اطرافم نگاه کردم، دوش آب گرم و یک تخت خواب نرم و راحت چیزهائی بود که امشب از دست داده بودم. ساعت سه عصر اوایل فوریه (بهمن ماه) و موقعیتم دوازده هزارپائی (3600 متری) کوههای راکی در کلورادو بود.در موقعیتی که بودم تا شعاع 10 مایلی دید مناسبی داشت. باد شروع به وزیدن کرده بود و ابرهای میانی بسرعت داشتند جلوی نور کم فروغ خورشید را می گرفتند. مرکز هواشناسی گزارش داده بود که یک توده هوا به سرعت طی شب آینده وارد منطقه خواهد شد. بعد از دو ساعت هوا تاریک می شد و درجه هوا هم فوراً به زیر صفر می رفت. وسایلی که در کوله پشتی داشتم در ذهنم مرور کردم .وقتی بیل کوهنوردی را برداشتم و رفتم که پناهگاهی برای خودم بسازم به خودم گفتم شب درازی در پیش است.
برای کسانی که در کار امداد و نجات هستند کارهائی از این قبیل چیز غیر متعارفی نیست. هر موقعی که ما قرارگاه را ترک میکنیم ممکن است هلیکوپتر به الاجبار فرود بیاید، هوا دگرگون شود و اینجاست که ما در موقعیت یا خطر ساخت بیواک فوری قرار می گیریم. به عنوان یک امدادگر در یک ماموریت اضطراری برای از جان مایه گذاشتن و صرف انرژی تمام در یک حادثه، همیشه در مرکز توجه هستیم. در طی این روند و در حین مهمترین ماموریتها دائماً جهت حفظ جان خودمان به ما گوشزد میکنند. اما در فصل زمستان این مسله مهم است که ما در استفاده از توانائی های مختلف بقاء (در شرایط سخت) دارای تجربه هستیم.
انواع مختلفی از پناهگاهای برفی در دنیا استفاده شده اما متداول ترین و راحت ترین آنها از لحاظ ساخت، غار برفی است. تقریباً هیچ ابزاری در ساختن آن استفاده نمی شود مگر دستها آنهم اگر چیزی در دسترس نباشد. اما برای ساخت یک غار برفی راحت و برنامه ریزی شده، بهتر است از بیل استفاده کنید. برای ساختن یک غار برفی چهار مرحله وجود دارد :

بی سیمی که روی سینه ام بود به صدا در آمد
-“تیم یک اینجا مرکز امداد، ما بعلت نقص فنی هلیکوپتر نمی توانیم تا قبل از تاریکی هوا به کمک شما بیائیم. مفهوم بود؟”
-” مرکز نجات مفهوم بود، من هم در محوطه فرود هلیکوپتر شروع به بیواک کردن میکنم.”
برای لحظه ای ایستادم و به اطرافم نگاه کردم، دوش آب گرم و یک تخت خواب نرم و راحت چیزهائی بود که امشب از دست داده بودم. ساعت سه عصر اوایل فوریه (بهمن ماه) و موقعیتم دوازده هزارپائی (3600 متری) کوههای راکی در کلورادو بود.در موقعیتی که بودم تا شعاع 10 مایلی دید مناسبی داشت. باد شروع به وزیدن کرده بود و ابرهای میانی بسرعت داشتند جلوی نور کم فروغ خورشید را می گرفتند. مرکز هواشناسی گزارش داده بود که یک توده هوا به سرعت طی شب آینده وارد منطقه خواهد شد. بعد از دو ساعت هوا تاریک می شد و درجه هوا هم فوراً به زیر صفر می رفت. وسایلی که در کوله پشتی داشتم در ذهنم مرور کردم .وقتی بیل کوهنوردی را برداشتم و رفتم که پناهگاهی برای خودم بسازم به خودم گفتم شب درازی در پیش است.
برای کسانی که در کار امداد و نجات هستند کارهائی از این قبیل چیز غیر متعارفی نیست. هر موقعی که ما قرارگاه را ترک میکنیم ممکن است هلیکوپتر به الاجبار فرود بیاید، هوا دگرگون شود و اینجاست که ما در موقعیت یا خطر ساخت بیواک فوری قرار می گیریم. به عنوان یک امدادگر در یک ماموریت اضطراری برای از جان مایه گذاشتن و صرف انرژی تمام در یک حادثه، همیشه در مرکز توجه هستیم. در طی این روند و در حین مهمترین ماموریتها دائماً جهت حفظ جان خودمان به ما گوشزد میکنند. اما در فصل زمستان این مسله مهم است که ما در استفاده از توانائی های مختلف بقاء (در شرایط سخت) دارای تجربه هستیم.
انواع مختلفی از پناهگاهای برفی در دنیا استفاده شده اما متداول ترین و راحت ترین آنها از لحاظ ساخت، غار برفی است. تقریباً هیچ ابزاری در ساختن آن استفاده نمی شود مگر دستها آنهم اگر چیزی در دسترس نباشد. اما برای ساخت یک غار برفی راحت و برنامه ریزی شده، بهتر است از بیل استفاده کنید. برای ساختن یک غار برفی چهار مرحله وجود دارد :

بی سیمی که روی سینه ام بود به صدا در آمد
-“تیم یک اینجا مرکز امداد، ما بعلت نقص فنی هلیکوپتر نمی توانیم تا قبل از تاریکی هوا به کمک شما بیائیم. مفهوم بود؟”
-” مرکز نجات مفهوم بود، من هم در محوطه فرود هلیکوپتر شروع به بیواک کردن میکنم.”
برای لحظه ای ایستادم و به اطرافم نگاه کردم، دوش آب گرم و یک تخت خواب نرم و راحت چیزهائی بود که امشب از دست داده بودم. ساعت سه عصر اوایل فوریه (بهمن ماه) و موقعیتم دوازده هزارپائی (3600 متری) کوههای راکی در کلورادو بود.در موقعیتی که بودم تا شعاع 10 مایلی دید مناسبی داشت. باد شروع به وزیدن کرده بود و ابرهای میانی بسرعت داشتند جلوی نور کم فروغ خورشید را می گرفتند. مرکز هواشناسی گزارش داده بود که یک توده هوا به سرعت طی شب آینده وارد منطقه خواهد شد. بعد از دو ساعت هوا تاریک می شد و درجه هوا هم فوراً به زیر صفر می رفت. وسایلی که در کوله پشتی داشتم در ذهنم مرور کردم .وقتی بیل کوهنوردی را برداشتم و رفتم که پناهگاهی برای خودم بسازم به خودم گفتم شب درازی در پیش است.
برای کسانی که در کار امداد و نجات هستند کارهائی از این قبیل چیز غیر متعارفی نیست. هر موقعی که ما قرارگاه را ترک میکنیم ممکن است هلیکوپتر به الاجبار فرود بیاید، هوا دگرگون شود و اینجاست که ما در موقعیت یا خطر ساخت بیواک فوری قرار می گیریم. به عنوان یک امدادگر در یک ماموریت اضطراری برای از جان مایه گذاشتن و صرف انرژی تمام در یک حادثه، همیشه در مرکز توجه هستیم. در طی این روند و در حین مهمترین ماموریتها دائماً جهت حفظ جان خودمان به ما گوشزد میکنند. اما در فصل زمستان این مسله مهم است که ما در استفاده از توانائی های مختلف بقاء (در شرایط سخت) دارای تجربه هستیم.
انواع مختلفی از پناهگاهای برفی در دنیا استفاده شده اما متداول ترین و راحت ترین آنها از لحاظ ساخت، غار برفی است. تقریباً هیچ ابزاری در ساختن آن استفاده نمی شود مگر دستها آنهم اگر چیزی در دسترس نباشد. اما برای ساخت یک غار برفی راحت و برنامه ریزی شده، بهتر است از بیل استفاده کنید. برای ساختن یک غار برفی چهار مرحله وجود دارد :
- آیا این موبایل می تواند برای کارهای روزمره مناسب باشد ؟
کوه نوردی
لوازم کمپ
کارکرده!
گیمینگ
چادر کوه نوردی
غارنوردی
کفش کوه نودری
سنگنوردی
کوله پشتی
نظرات کاربران